از سر دردمندی

pla·gia·rism /ˈpleɪʤəˌrɪzəm/ noun
[noncount] : the act of using another person's words or ideas without giving credit to that person : the act of plagiarizing something
▪ The student has been accused of plagiarism.
— pla·gia·rist /ˈpleɪʤərɪst/ noun, plural pla·gia·rists [count]
▪ The student is accused of being a plagiarist.
کلی کار دارم. به مناسبتی تاریخ فلسفه‌ی اسلامی را مرور می‌کنم؛ و طبیعی است که به منابع مختلف مراجعه کنم. منبع اصلی‌ام را کتاب ’سیر فلسفه در جهان اسلام‘ ماجد فخری قرار داده‌ام. فصل مربوط به هر فیلسوف را که می‌خوانم به سراغ منابع دیگر می‌روم، و از روی آنها هم یادداشت برمی‌دارم. یکی از منابع کتابی است با نام ’مناسبات دین و فلسفه در جهان اسلام‘. بار اول که کتاب مناسبات را برداشتم و فصل مربوط به کندی را از روی آن خواندم سیاق متن و سخنان آن برایم خیلی آشنا بود. پیش از آن علاوه بر کتاب سیر فلسفه چندین مقاله درباره‌ی کندی، به زبان انگلیسی، خوانده بودم. احتمال دادم که نویسنده‌ی کتاب مناسبات، که انگلیسی هم می‌داند و مدتی در امریکا فلسفه‌ی اسلامی درس می‌داده است، به آن منابع هم رجوع کرده، و از آنها نقل به مضمون کرده باشد. نگاهی به کتابنامه‌ی کتاب انداختم و متوجّه شدم که هیچ منبع انگلیسی‌ای در آن ذکر نشده است.
فصل مربوط به فارابی از کتاب سیر فلسفه را هفته‌ی پیش مطالعه کرده بودم. حالا دارم تندتند فصل فارابی کتاب مناسبات را می‌خوانم. می‌بینم باز هم همان مشکل هست. جملات آهنگ آشنایی دارند. کتاب سیر فلسفه کتار دستم است. برش می‌دارم و مقایسه می‌کنم. شباهتها خیلی زیاد است و هیچ ارجاعی هم به کتاب سیر فلسفه داده نشده است. این است که کفری می‌شوم، و عصبانی بلند می‌شوم و کارم را رها می‌کنم و این پست را می‌نویسم. بندهایی از فصل فارابیِ دو کتاب را ببینید:
’مهارت فارابی را در منطق می‌توان از تعدد و جامعیت شروح و خلاصه‌هایی ارزیابی کرد که بر منطق ارسطو نوشته است. [...] آثار فارابی در طبیعیات و مابعد الطبیعة و سیاست نیز، همانند آثارش در منطق، او را در میان فلاسفه‌ی اسلامی بحق از مقامی تردیدناپذیر برخوردار می‌سازد. یکی از نخستین تذکره‌نویسان شرح استادانه‌ی او از فلسفه‌ی افلاطون و ارسطو را ستوده است. این دو کتاب، به اضافه‌ی کتاب احصاء العلوم، جامعترین مقدمه‌ی عمومی بر فلسفه‌ی ارسطو و فلسفه‌ی افلاطون در زبان عربی محسوب می‌شوند و از نظر کیفیت و جامعیت بر آثار مشابه آن عصر به مراتب برتری دارند. در اولین کتاب از این سه اثر، به نام فلسفة افلاطون و اجزاؤها و مراتب اجزائها فارابی دانش وسیع خود را در مورد مجموعه آثار افلاطون و نیز درجه‌ی اطلاع مسلمانان را در قرن چهارم/دهم از این مجموعه نشان می‌دهد. [...] اثر دوم، به نام فلسفة ارسطوطالیس، با بحث از ماهیت سعادت بشر و چگونگی ضرورت «معرفت علمی» برای نیک زیستن که باید مطمح نظر آدمی باشد، آغاز می‌شود. سپس در ادامه‌ی مطلب، تمامی مراحل فلسفه‌ی ارسطو از منطق تا مابعدالطبیعه مورد بررسی قرار می‌گیرد. [...] اما سومین اثر از آثاری که ذکر کردیم، یعنی احصاء العلوم (که از برخی جهات تکرار مطالب کتاب دوم است) شاید مهم‌ترین نوشته‌ی فارابی برای دریافت مفهوم وی از مقام فلسفه نسبت به سایر علوم و در حقیقت فهم برداشت مکتب فلسفی اسلامی از ماهیت و مناسبات متقابل علوم یونانی و اسلامی است که پژواکهای آن هنوز تا چهار قرن بعد در نوشته‌های دائرة المعارف‌نویس و مورّخ ضد یونانی، ابن خلدون، (متوفی 1406/809) به گوش می‌رسد. فارابی در این رساله تمامی علومی را که در زمان وی شناخته بوده مورد بررسی قرار می‌دهد و زیر هشت عنوان طبقه‌بندی می‌کند: علم لغت، منطقیات، ریاضیات، طبیعیات، الهیات، سیاسیات، فقه، و کلام.‘ (سیر فلسفه در جهان اسلام، بریده‌هایی از صفحات 126 تا 130)
’مهارت او را در منطق می‌توان از تعدد و جامعیت شروح و خلاصه‌هایی ارزیابی کرد که بر منطق ارسطو نوشته است. اهمیت آثار او در منطق از این جهت است که در آنها منطق ارسطو با تعبیرات بسیار متناسب و صحیح عربی بیان شده و این خود میراث مشترکی را برای همه‌ی شاخه‌های معرفت اسلامی پدید آورده است. آثار فارابی در طبیعیات، مابعد الطبیعة و سیاست نیز، همانند منطق، او را در میان فلاسفه‌ی اسلامی از مقامی والا برخوردار می‌سازد. شرح استادانه‌ی وی بر فلسفه‌ی افلاطون و ارسطو به اضافه‌ی کتاب احصاء العلوم، از نظر کیفیت جامعترین مقدمه‌ی عمومی بر فلسفه‌ی ارسطو و افلاطون محسوب می‌شود و از نظر جامعیت بر آثار مشابه آن عصر به مراتب برتری دارند. اولین کتاب از سه اثر فوق به نام فلسفة افلاطون و اجزاؤها و مراتب اجزائها نشان‌دهنده‌ی دانش وسیع فارابی در مورد مجموعه‌ی آثار افلاطون است. اثر دوم او، به نام فلسفة ارسطوطالیس با بحث از ماهیت سعادت بشر و چگونگی ضرورت «معرفت علمی» برای نیک زیستن که باید مطمح نظر آدمی باشد، آغاز می‌شود. سپس تمامی مراحل فلسفه‌ی ارسطو از منطق تا مابعدالطبیعه مورد بررسی قرار می‌گیرد. اما سومین اثر، یعنی احصاء العلوم مهم‌ترین نوشته‌ی فارابی برای دریافت مفهوم وی از مقام فلسفه، نسبت به سایر علوم و در حقیقت فهم برداشت مکتب فلسفی اسلام از ماهیت و مناسبات متقابل علوم یونانی و اسلامی است. فارابی در این رساله تمامی علومی را که در زمان وی شناخته شده، مورد بررسی قرار می‌دهد و زیر هشت عنوان طبقه‌بندی می‌کند.‘ (مناسبات دین و فلسفه در جهان اسلام، صفحه‌ی 149 و 150)
این نوع استفاده‌ی ادبی از آثار دیگران متأسفانه در میان بسیاری از دانشجویان معمول است. ولی مشکل جایی است که کسی این کار را می‌کند که استاد فلسفه، رئیس گروه فلسفه، و رئیس دانشکده‌ی علوم انسانی دانشگاهی معتبر است، و مدعی تاریخ‌نگاری فلسفه‌ی اسلامی است. مشکل جایی است که این کتاب مثلاً ارزیاب علمی داشته است. می‌گویید عادی است. می‌گویم وای بر ما! ببخشید، سرم درد گرفته بود، سرتان را درد آوردم.

پی‌نوشت: کتاب مناسبات دین و فلسفه در جهان اسلام دارای محاسن و نکات بدیعی در زمینه‌ی تاریخ فلسفه‌ی اسلامی است. مؤلف کتاب نیز استادی کارکشته در فلسفه‌ی اسلامی است. مطلب بالا به معنای نقض فضل نگارنده‌ی کتاب نیست. اصلاً تمام مشکل این است که چرا کسی که می‌تواند اثری پر محتوا و کم نقص تدوین کند، کتاب خود را به چنین بهانه‌ای کم ارج می‌کند.

پیشکش به استاد ادیب سلطانی، با احترام و ارادت

از پیش از تعطیلات، درگیرِ فصل‌های ششم تا نهمِ درباره‌ی عبارت ارسطو بوده‌ام. ترجمه‌‌ی انگلیسی اکریل را اصل قرار دادم. به ترجمه‌ی عربیِ اسحق بن حنین، و گاه، ترجمه‌های انگلیسی اج‌هیل و کوک نیز مراجعه می‌کردم. ترجمه‌ی فارسی ادیب سلطانی را گذاشته بودم برای آخر کار و هنگام ضرورت. از قدیم با ترجمه‌های ادیب سلطانی و روش ترجمه‌اش مشکل داشتم. خوب، رسیدم به جایی که گیر کردم در معنایِ بخش دومِ απο τυχης ουθ οποτερ ετυχεν. از ترجمه‌ی اکریل چیزی دستگیرم نشد. ترجمه‌ی عربی نیز به جای بخش دوم عبارتی را برابر نهاده بود که برایم نامفهوم بود. دو ترجمه‌ی انگلیسی دیگر هم کمکی نکردند. این بود که رفتم سراغ ادیب سلطانی. خوب، چیزی که دستگیرم نشد هیچ، یک واژه‌ی نامفهوم دیگر نیز ماند روی دستم: دوسویه‌ی کاتوره! کتاب را با عصبانیت انداختم کنار.

تمام این قصه‌ها را گفتم که بگویم با چند روز کار بر روی متون انگلیسی و حتی عربی (ترجمه‌ی عربی بسیار دقیق است)، به این نتیجه رسیدم که مرجع اصلی‌ام باید همان ترجمه‌ی ادیب سلطانی باشد؛ ولو این‌که برخی کلماتش را نفهمم. دیشب با این آرزو به خواب رفتم که استاد متافیزیک (یا به قول خودش متاگیتیک) را هم ترجمه کند!

پی‌نوشتِ نخست: این جملات ادیب سلطانی در پیشگفتار منطق ارسطو بسیار به من چسبید:

«همچنین ما برآنیم که ترجمه‌ی دقیق خودبخود زیبا است؛ از این رو کوشش افزونه‌ای برای «زیباسازی» جمله‌های ارسطو انجام نگرفته است: هیچ چیز رایگان نیست: یک ترجمه‌ی «زیبا» توانستنی است ناگزیر شود بهایی برای زیبایی خود بپردازد و توانستنی است ناچار شود مبلغ آن را از حساب دقّت خود برداشت کند.» (منطق ارسطو، [XVII])

پی‌نوشت دوم: محض اطلاع، اکریل در ترجمه‌ی این تعبیر آورده است: by chance or as chance has it، کوک: by chance or fortuitously، اج‌هیل پدرآمرزیده هم به جای کل عبارت گذاشته است: fortuitously. در ترجمه‌ی اسحق هم آمده: بالاتفاق أو بأحد الأمرین اللذَین لایخلو الشیء منهما، أیهما کان.

پی‌نوشت آخر: از غیبت یک‌ساله هم پوزش می‌طلبم.

 

برترین دپارتمان‌های فلسفه در دنیای انگلیسی زبان

قاعدتاً برای علاقمندان فلسفه جالب است که بدانند بهترین دپارتمان‌های فلسفه‌ی جهان در کدام دانشگاه‌ها جای دارند. برایان لِیتر همه‌ساله با مشورت تعدادی از فیلسوفان گزارشی را با عنوان گزارش فلسفی گورمت منتشر می‌کند. در این گزارش می‌توانید رتبه‌بندی دپارتمان‌های فلسفی دنیای انگلیسی زبان را در مجموع، و همچنین بر اساس گرایش‌های فلسفی بیابید. گزارش امسال گورمت چند روزی است که بر روی سایت رسمی آن قرار گرفته است. حتماً نگاهی بیندازید.

داگلاس هافستتر و ذهن آدمی

داگلاس هافستَتِر زمانی مشهور شد، که کتابی نوشت با نام گودل، اشر، باخ. این کتاب در 1979 چاپ شد و سال بعد جایزه‌ی پولیتزر بهترین کتاب غیر داستانی را از آن خود کرد. کتاب درباره‌ی هوش و آگاهی بود، با استفاده از تمثیل و گفت‌و گو به تبیین عملکرد ذهن می‌پرداخت، و بسیار شیوا نوشته شده بود.

تخصص اصلی هافستتر فیزیک است. پدرش هم پیشتر برنده‌ی نوبل فیزیک بوده است. با این حال او حوزه‌ی اصلی کارش را هوش مصنوعی و علوم شناختی قرار داده است. هافستتر بعدها کتاب‌ها و مقالات دیگری در زمینه‌های مختلف نوشت، از جمله زبان و ترجمه.

یکی از کتاب‌هایی که هافستتر  با هم‌کاری دنیل دنت ویراستاری کرد، مجموعه‌ای بود با عنوان The Mind’s I که در 1981 به چاپ رسید. این مجموعه هم منتخبی بود از مقالات و داستان‌هایی که درباره‌ی آگاهی و ذهن‌اند، از سرل گرفته تا بورخس. خودِ هافستتر و دنت نیز در این مجموعه مقالاتی داشتند. مقاله‌ی دنت Where am I  نام داشت. در سال 1988 کارگردانی هلندی با کمک دنت و بر اساس این کتاب، افکار هافستتر، و خصوصاً مقاله‌ی دنت، مستندگونه‌ای ساخت با عنوان Victim of the Brain.در این فیلم هم هافستتر و هم دنت حضور دارند. فیلم را روی یوتیوب ببینید، یا اگر پهنای باند بالایی دارید دانلودش کنید.

زندگی هافستتر را در ویکیپدیا ببینید. خواندنی است.

شجره‌ی فیلسوفان

دو سه سال پیش بود که به شجره‌نامه‌ای که جاش دیور برای فیلسوفان تهیه کرده برخوردم. جالب بود. برداشته بود و تحقیق کرده بود که هر فیلسوفی با چه کسی رساله‌اش را گذرانده و بعد بر این اساس شجره‌نامه‌ای درست کرده بود. این شجره‌نامه دستِ کم می‌تواند ما را تا حدودی راهنمایی کند که هر فیلسوف از که تأثیر پذیرفته و بر که تأثیر نهاده. پریروز دوباره یاد این شجره‌نامه افتادم؛ گشتم و پیدایش کردم. می‌توانید نسخه‌ی جاوای شجره‌نامه را این‌جا ببینید، و نسخه‌ی پی‌دی‌اف‌اش را از این‌جا دریافت کنید (گرچه همان اولی را توصیه می‌کنم.)

در ضمن به نکات جالبی که دیور در پایان تذکر داده هم نگاهی بیندازید.

شهرنشینی در شهر فلسفه

چند ساعتی است که به شبکه‌ی اجتماعیِ شهر فلسفه پیوسته‌ام. شهر فلسفه را محمد نجفی راه انداخته. نمی‌دانم چند وقت است، ولی دست مریزاد. ایده‌‌ای است عالی، که می‌تواند آدم‌های مختلفی را که دغدغه‌های فلسفی مشابهی دارند با یک‌دیگر آشنا کند، و فضای بحث را برایشان فراهم کند.

خوب، همین‌جا دعوت می‌کنم از دوستان اهل فلسفه‌ام که برای شهروندی این شهر اقدام کنند.

بی‌بی‌سی و «انسانی زیاده انسانی»

من که چندان اهل فلسفه‌ی قاره‌ای نیستم، ولی تازگی در یوتیوب به برنامه‌ای برخوردم که قاعدتاً به مذاق دوستان اهل فلسفه خوش خواهد آمد. شبکه‌ی یک تلویزیون بی‌بی‌سی برنامه‌ای سه قسمتی تولید کرده با عنوان «Human, all too human.» سه قسمتِ این برنامه به ترتیب به زندگی و افکار نیچه، هایدگر، و سارتر اختصاص دارد. در این برنامه می‌توانید حرف‌های فیلسوفانی چون گئورگ گادامر، ریچارد رورتی، و مری وارناک را بشنوید.

کسی که این برنامه را در یوتیوب گذاشته، هر قسمت را به شش پاره تقسیم کرده است. مجموعه‌ی این قسمت‌ها را این‌جا و این‌جا می‌توان یافت. پاره‌ی اول هر قسمت را این پایین ببینید: