▪ The student has been accused of plagiarism.
’مهارت فارابی را در منطق میتوان از تعدد و جامعیت شروح و خلاصههایی ارزیابی کرد که بر منطق ارسطو نوشته است. [...] آثار فارابی در طبیعیات و مابعد الطبیعة و سیاست نیز، همانند آثارش در منطق، او را در میان فلاسفهی اسلامی بحق از مقامی تردیدناپذیر برخوردار میسازد. یکی از نخستین تذکرهنویسان شرح استادانهی او از فلسفهی افلاطون و ارسطو را ستوده است. این دو کتاب، به اضافهی کتاب احصاء العلوم، جامعترین مقدمهی عمومی بر فلسفهی ارسطو و فلسفهی افلاطون در زبان عربی محسوب میشوند و از نظر کیفیت و جامعیت بر آثار مشابه آن عصر به مراتب برتری دارند. در اولین کتاب از این سه اثر، به نام فلسفة افلاطون و اجزاؤها و مراتب اجزائها فارابی دانش وسیع خود را در مورد مجموعه آثار افلاطون و نیز درجهی اطلاع مسلمانان را در قرن چهارم/دهم از این مجموعه نشان میدهد. [...] اثر دوم، به نام فلسفة ارسطوطالیس، با بحث از ماهیت سعادت بشر و چگونگی ضرورت «معرفت علمی» برای نیک زیستن که باید مطمح نظر آدمی باشد، آغاز میشود. سپس در ادامهی مطلب، تمامی مراحل فلسفهی ارسطو از منطق تا مابعدالطبیعه مورد بررسی قرار میگیرد. [...] اما سومین اثر از آثاری که ذکر کردیم، یعنی احصاء العلوم (که از برخی جهات تکرار مطالب کتاب دوم است) شاید مهمترین نوشتهی فارابی برای دریافت مفهوم وی از مقام فلسفه نسبت به سایر علوم و در حقیقت فهم برداشت مکتب فلسفی اسلامی از ماهیت و مناسبات متقابل علوم یونانی و اسلامی است که پژواکهای آن هنوز تا چهار قرن بعد در نوشتههای دائرة المعارفنویس و مورّخ ضد یونانی، ابن خلدون، (متوفی 1406/809) به گوش میرسد. فارابی در این رساله تمامی علومی را که در زمان وی شناخته بوده مورد بررسی قرار میدهد و زیر هشت عنوان طبقهبندی میکند: علم لغت، منطقیات، ریاضیات، طبیعیات، الهیات، سیاسیات، فقه، و کلام.‘ (سیر فلسفه در جهان اسلام، بریدههایی از صفحات 126 تا 130)
’مهارت او را در منطق میتوان از تعدد و جامعیت شروح و خلاصههایی ارزیابی کرد که بر منطق ارسطو نوشته است. اهمیت آثار او در منطق از این جهت است که در آنها منطق ارسطو با تعبیرات بسیار متناسب و صحیح عربی بیان شده و این خود میراث مشترکی را برای همهی شاخههای معرفت اسلامی پدید آورده است. آثار فارابی در طبیعیات، مابعد الطبیعة و سیاست نیز، همانند منطق، او را در میان فلاسفهی اسلامی از مقامی والا برخوردار میسازد. شرح استادانهی وی بر فلسفهی افلاطون و ارسطو به اضافهی کتاب احصاء العلوم، از نظر کیفیت جامعترین مقدمهی عمومی بر فلسفهی ارسطو و افلاطون محسوب میشود و از نظر جامعیت بر آثار مشابه آن عصر به مراتب برتری دارند. اولین کتاب از سه اثر فوق به نام فلسفة افلاطون و اجزاؤها و مراتب اجزائها نشاندهندهی دانش وسیع فارابی در مورد مجموعهی آثار افلاطون است. اثر دوم او، به نام فلسفة ارسطوطالیس با بحث از ماهیت سعادت بشر و چگونگی ضرورت «معرفت علمی» برای نیک زیستن که باید مطمح نظر آدمی باشد، آغاز میشود. سپس تمامی مراحل فلسفهی ارسطو از منطق تا مابعدالطبیعه مورد بررسی قرار میگیرد. اما سومین اثر، یعنی احصاء العلوم مهمترین نوشتهی فارابی برای دریافت مفهوم وی از مقام فلسفه، نسبت به سایر علوم و در حقیقت فهم برداشت مکتب فلسفی اسلام از ماهیت و مناسبات متقابل علوم یونانی و اسلامی است. فارابی در این رساله تمامی علومی را که در زمان وی شناخته شده، مورد بررسی قرار میدهد و زیر هشت عنوان طبقهبندی میکند.‘ (مناسبات دین و فلسفه در جهان اسلام، صفحهی 149 و 150)



